سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
خداوند ـ عزّوجلّ ـ، پیشه ورِ درستکار رادوست دارد . [امام علی علیه السلام]
نقد و بررسی تصوف و صوفیگری
پیوندها
آرشیو یادداشت‌ها

مدافعین ابلیس در متصوفه


مقدمتا :


در دین مبین اسلام، در مورد اغواگری شیطان بسیار زیاد تأکید شده و آن را به عنوان مهم ترین و اصلی ترین دشمن انسان و مانعی در مقابل راه سعادت بشری قلمداد کرده که در مورد این مطلب به آیات و روایات بسیار زیادی در مورد شیطان برخورد می کنیم. شکی نیست که شیطان دشمن قسم خورده انسان است و راه او راه ضلالت و گمراهی است اما متأسفانه عده ای از مسلمان نما ها با دفاع از شیطان و پیروی از وی خود را به عنوان عارف معرفی کرده و پای خود را در کفش مومنان و اولیاء خدا گذاشته اند. در مورد بزرگان و اکابر صوفیه، این مسئله بسیار به چشم می خورد که بسی جای تأسف دارد که خود را مومن واقعی می دانند. اما اینها بنابر فرمایشات ائمه اطهار خلفاء شیطانند و بنابر فرمایش پیامبر اکرم (ص) خود را بر طریقت من می دانند ولی آنها گمراه تر از کافران می باشند.


اکنون ببینیم قرآن در مورد شیطان چه دیدگاهی دارد :


در سوره بقره آیه 34 خداوند متعال می فرماید :


« واذ قلنا للملائکة اسجدوا لآدم فسجدوا الاّ ابلیس ابی واستکبر و کان من الکافرین »


« و به یاد بیاور ای پیامبر، آن زمانی را که ما به فرشتگان امر کردیم به آدم سجده کنند پس فرشتگان سجده کردند مگر ابلیس که با غرور و تکبر روی برگرداند و از خداوند اطاعت نکرد و جزء کافران شد »


و در سوره نور آیه 21 می فرماید :


« یا أیها الذین آمنوا لا تتّبعوا خطوات الشیطان و من یتبع خطوات الشیطان فإنه یأمر بالفحشاء و المنکر و لولا فضل الله علیکم و رحمته ما زکا منکم من أحد ابدا ولکن الله یزکی من یشاء والله سمیع علیم »


همچنین در سوره یاسین آیه 60 می فرماید :


« ألم أعهد إلیکم یا بنی آدم أن لا تعبدوا الشیطان إنه لکم عدو مبین »


و در سوره بقره در آیه 267 خداوند متعال می فرماید :


« الشیطان یعدکم الفقر و یأمرکم بالفحشاء و .... »


و در سوره مائده آیه 91 می فرماید :


« إنّما یرید الشیطان أن یوقع بینکم العداوه و البغضاء فی الخمر و المیسر و یصدّکم عن ذکر الله و عن الصلاه فهل انتم منتهون »


و در سوره اعراف آیه 27 می فرماید :


« یا بنی آدم لا یفتننکم الشیطان کما أخرج ابویکم من الجنه ینزع عنهما لباسهما لیریهما سوءاتهما إنه یراکم هو و قبیله من حیث لا ترونهم إنا جعلنا الشیاطین أولیاء للذین لایومنون »


و آیاتی همچون آیه 63 سوره نحل و آیه 24 سوره نمل و آیه 29 سوره فرقان و آیه 59 سوره کهف و آیه 44 سوره مریم و آیه 36 سوره فصلت و بسیاری دیگر از این آیات نشانگر چهره خبیث شیطان است.


 


حال ببینیم بزرگان صوفیه چطور از شیطان به دفاع می پردازند :


غزالی می گوید : کسی که ابلیس را موحّد نداند کافر است.


(تلبیس ابلیس ابن جوزی ص68)


و یا می گوید : من لم یتعلم التوحید من ابلیس فهو زندیق. یعنی کسی که علم توحید را از شیطان نیاموزد زندقه و کافر است.


(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج1 ص107)


(لسان المیزان ابن حجر عسقلانی ج1 ص294 چاپ بیروت)


منصور حلاج می گوید :


موسی با ابلیس در عقبه طور به هم رسیدند. موسی گفت : چه منع کرد تو را از سجود؟


ابلیس گفت : دعوی من معبود واحد را و اگر سجده کردمی آدم را مثل تو بودمی؛ زیرا که تو را ندا کردند و یکبار گفتند : « اُنظُر إلی الجَبَل » (اعراف143) بنگریدی (فوری برگشتی) و مرا ندا کردند هزار بار « اُسجد لآدم » و سجده نکردم.


(شرح شطحیات/ص58)


و یا می گوید : صاحب من و استاد من، ابلیس و فرعون است. به آتش بترسانیدند ابلیس را ، از دعوی خود بازنگشت. فرعون را به دریا غرق کردند و از دعوی بازنگشت. فرعون از روی کشفی که از خدا پیدا کرده بود، ادعای ربوبیت کرد.


(الطوامیس/ص51) و همچنین برای تحقیق بیشتر به طواسین رجوع شود.


خود مولوی از شیطان دفاع کرده و سجده نکردن شیطان به پیشگاه خداوند را در مورد انسان به خاطر عشق به خداوند تلقی کرده »


وی می گوید :


ترک سجده از حسد گیرم که بود        آن حسد از عشق خیزد نه از حجود


هر حسد از دوستی خیزد یقین          کِی شود با دوست غیری همنشین


(مثنوی معنوی/دفتر دوم/ص324)


یکی دیگر از مدافعین شیطان، در میان صوفیانِ به اصطلاح عارف « عین القضاه همدانی » است که در کتاب تمهیدات ص267 و کتاب تصوف اسلامی نیکلسون ص176 و 177 این حمایت وی از شیطان به چشم می خورد.


ابوبکر واسطی یکی دیگر از مدافعین ابلیس در میان بزرگان صوفیه، شیطان را الگوی رفتاری معرفی کرده و می گوید : راه رفتن از ابلیس باید آموخت که در راه خود مرد آمد.


(تذکره الاولیاء عطار نیشابوری ج1 ص258) و (ریاض السیاحه ص370 چاپ سوم)


بایزید بسطامی یکی از بزرگان متصوفه در تاریخ تصوف به شمار می رود که وی هم در بسیاری از جاها به دفاع از متصوفه پرداخته است که برای مطالعه به کتاب شرح شطحیات می توان مراجعه نمود.


و یا « ذوالنون مصری » شیطان را یک موجود مخلص پروردگار مطرح کرده است.


در تفسیر کشف الاسرار میبدی به دفاع از شیطان پرداخته است/ج1 ص168)


ابوالعباس قصاب از مشایخ صوفیه می گوید :


سنگ انداختن بر شیطان دور از جوان مردی است. زیرا شیطان مقامی بزرگ در قیامت دارد.


(تذکره الاولیاء ج2 ص186)


خود حسن بصری می گوید : إن نور ابلیس من نار العزة لو اظهر نوره للخلق لعبد الها .


اگر شیطان نورش را برای خلق خدا روشن کند پرستش می کنند اورا.


(تمهیدات عین القضاة همدانی ص211) و (تصوف اسلامی و رابطه انسان با خدا ص176) 


این اشاره ای بود به مسئله دفاع از شیطان در میان بزرگان و به اصطلاح آنها عرفای نامی صوفیه که نام خود را عارف بالله می نامند اما بویی از شناخت خدا نبرده اند و در راه ضلالت گام نهاده اند. اینها آیات خدا را به بازی گرفته و لگد مال کرده اند . بدون اینکه حتی نگاهی ظاهری به آیات قرآن کریم داشته باشند و شیطان را از دشمنان خدا بیابند به حمایت و پیروی از شیطان پرداخته و دین مبین اسلام را به مسخره گرفته اند.


سوال ما :


آیا نمی بینید که خداوند متعال در جای جای قرآن، شیطان را دشمنی آشکار بیان می کند؟


آیا نمی بینید که پیامبران و امامان معصومین تمام عمر خود را به مبارزه با شیطان و شیطانیان پرداخته اند و کشته همین راه شده اند؟


مگر خداوند در قرآن نمی فرماید « لاتعبدوا الشیطان أنه لکم عدو مبین » چرا دین اسلام را به بازی و سُخره گرفته اید؟


آیا اینها را می توان به عنوان عرفای الهی نامید در صورتی که اینها از شیطان که دشمن خداست پیروی می کنند؟ اینها عرفای شیطانی هستند نه الهی.


چرا باید اینها را به عنوان الگوی خلاقی و رفتاری معرفی نمود و راهشان را در پیش گرفت؟


تنها راه رستگاری تمسک به طریقه اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) می باشد.



کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط یه محقق 88/6/28:: 5:0 عصر     |     () نظر