سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
همه دانش به کار بستن آن است . [امام علی علیه السلام]
نقد و بررسی تصوف و صوفیگری
پیوندها
آرشیو یادداشت‌ها

ابعاد فرقه گرایی در تصوف



فرقه گرایی و انحرافات مذهبی در ایران سابقه دیرینه ای دارد. نگاهی به تاریخ معاصر ایران نشان می دهد که جامعه ایران همواره از ناحیه فرقه های مذهبی مانند بابیگری و بهائیگری ، صوفیگری ، وهابیگری و .... مورد تهدید قرار گرفته است. با شکل گیری نظام جمهوری اسلامی که بر اساس آموزه های دینی اتقرار یافته است این تهدید افزایش یافته و همچنان ادامه دارد.چرا که فرقه های منحرف مذهبی و سیاسی با استفاده از فرصت بوجود آمده پس پیروزی انقلاب اسلامی ابتدا با ایجاد تفرقه میان شیعه و سنی بخشی از جامعه ایران را مقابل هم قرار داده و نظام برای مقابله با این تهدید هزینه های زیادی پرداخته است. لذا امروزه فرقه سازی و تشکیل گروههای منحرف، دست مایه دشمنان اسلام و ایران شده است.


فرقه گرایی مقدمه بر انحرافت اجتماعی است چراکه رفتار انحرافی افراد فرقه گرا، تعصب و تجزیه طلبانه است و آنان بر خلاف حرکت جامعه در حدود تشکیل فرقه، گروه و دسته ای جدا از هنجارهای پذیرفته شده جامعه هستند.


از جمله انحرافاتی که دامنگیر اسلام است خطر تصوف و صوفیگری است که از زمان امامان معصوم خار پای اسلام بوده و تا الآن ادامه دارد. تصوف و صوفیگری از بدعت های بزرگی بود که در اسلام رواج یافت و طرفداران بسیاری به خود جلب نمود.


انحرافات تصوف به طور کلی شامل این موارد می شود :


ایجاد خانقاه و ترک مساجد


بطلان شریعت


عقیده صلح کل (پلورالیسم دینی)


حلول و تناسخ


وحدت وجود (مصطلح در نزد صوفیه)


عرفان های کاذب و دروغین


ادعای کشف و شهود


رقص های سماع و به دنبالش آواز و غناء و موسیقی


شطحیات


دفاع از ابلیس و شیطان


حلیت محرمات


ترک ازدواج


جایگاه ولایت قطب


سرسپاری و دست بوسی و پابوسی قطب


سجده بر قطب


غسل اسلام (کپی برداری از غسل تعمید مسیحیت)


تشرف (کپی برداری از تشرف در آئین میترا همان آئین مهر پرستی)


تجسم صورت مرشد و یا قطب فرقه در عبادات


حلقه های ذکر و انحرافات آن


ریاضت های حرام و طولانی


تساهل و تسامح در اسلام و اسلام گزینشی


عُشریه


امامت نوعی و بالتبع مهدویت نوعی


آداب مریدی و مرادی


کرامت تراشی های دروغین


شخصیت سازی های کاذب و خلاف عقل


کهانت و پیشگویی های بی حساب و خلاف شرع


چله نشینی های غیراسلامی


متهم نمودن مرجع تقلید و علمای بزرگ به صوفیگری


باز داشتن مریدان خود از انجام تکالیف شرعی همانند منع از رفتن به زیارت خانه خدا


تلسم نمودن مریدان در برابر اوامر قطب و شیخ در امور خلاف شرع


دزدی روایت (کپی برداری از کرامات ائمه اطهار علیهم السلام)


و....


مشکل تصوف، « گوشه گیری » و تبلیغ « جدایی دین از سیاست » و مهمتر از همه تبلیغ مسئله تساهل و تسامح و اباحه گری است. مراسم سماع و آواز و غناء آسیب های اخلاقی و حتی انحرافات جنسی و فاصله گرفتن از شریعت نیز از اندیشه های انحرافی این فرقه است و اصولا برخی از پیروان این گروه بخاطر وجود مسائل مذکور به این فرقه گرایش پیدا کردند. نیروهای امنیتی در سالهای اخیر با دستیابی به اسناد این فرقه متوجه انحرافات جنسی آنان شده اند، انحراف و آلودگی اخلاقی دراویش در خانقاه ها سابقه دیرینه دارد. مولوی در این زمینه می گوید :


من ندیدم یک زمان در وی امان خانقاهی کو بود بهره مکان


تصوف با ادعای سیر و سلوک راهی غیر صحیح را بر می تابد. سیر و سلوک و رسیدن به حقیقت راه سخت و دشواری است که هر کس با تأسیس فرقه و گروهی نمی تواند بدان دست یابد چراکه رسیدن به عرفان واقعی نیاز به تمرین و در گرو تمسک به راه درست و مسیر صحیح الهی است که امامان معصوم راهنمایان آن بوده اند.


اما ادای تصوف درآوردن بسیار آسان است و متأسفانه اکثر فرقه های صوفیه و دراویش امروزی، جز حیله گری و تزویر بیش نیست که نه عارفان حقیقی آن را بر می تابند و نه عقل بر آن تأئید می کند و بطور کلی، از نظر اسلام مردود هستند.


عرفان تحت تأثیر « مواد مخدر » ، « رقص های صوفیانه » ، « گوش دادن به موسیقی » و سماع جز فرقه گرایی و جذب مریدان برای مقاصد سیاسی و کسب شهرت و در آخر خاموش کردن نور خداوند و پائین آوردن پرچم خاندان پیامبر، چیزی نیست.


شاید مهمترین مسئله در تقابل تشیع و تصوف را بتوان در مسئله ولایت دید. چراکه فرقه های صوفیه با تعریفی که از ولایت ارائه می دهند با اعتقادات شیعیان و حتی آیات و روایات اسلامی در تعارض است.


بنابراین متصوفه برای مقابله با ولایت، امروزه با جذب افراد سعی دارد با رکن اصلی انقلاب یعنی ولایت و رهبری نظام مقابله نماید.


برای نمونه می توان فرقه منحرف گنابادیه اشاره نمود که در سالهای اخیر در شهر مقدس قم که به عنوان پایگاه معنوی نظام مطرح است – با ایجاد فتنه و جذب افراد ساده لوح در صدد مقابله با مرجعیت و ارزشهای دینی بر آمدند که با هوشیاری مردم و مسئولین نظام و بخصوص با هشدار علمای قم این فتنه دفع شد.


(برای اطلاع بیشتر از این جریان به وب « خبرهای صوفیه » در قسمت "سایت ها" در همین وب مراجعه کنید)


به هر حال خطر تصوف تجزیه و در نهایت از بین بردن اسلام ناب محمدی می باشد و فقط در گرو عمل به دستورات ائمه اطهار و اطاعت از اوامر و نواهی آنها و در طول آن مرجعیت شیعه است.


مایکل برانت نویسنده کتاب « نقشه ای برای جدایی مکاتب الهی در آمریکا » در مصاحبه ای می گوید :


« ما بعد از مدتها تحقیقات متوجه شدیم که شیعیان بیشتر از هر مذهب و فرقه ای، فعال و پویا هستند و به این نتیجه رسیدیم که نمی شود مستقیم با شیعیان درافتاد.


به خاطر همین، چهل میلیون دلار برای این کار در نظر گرفتیم. در برنامه ریزی ها و جلسات متعدد به این نتیجه رسیدیم که باید فرهنگ عاشورا و شهادت طلبی که شیعیان هر ساله در مراسمی این فرهنگها را زنده نگه می دارند از بین ببریم. باید با حمایت مالی از برخی سخنرانان و مداحان و برگزار کنندگان اصلی اینگونه مراسم که افراد سودجو و شهرت طلب هستند عقاید شیعه و فرهنگ شهادت طلبی را سست و متزلزل کنیم و مسائل انحرافی را در آنها بوجود آوریم به گونه ای که شیعیان یک گروه جاهل و خرافاتی به نظر بیایند »


(سایت بازتاب 26/5/2007 /www.baztaab.ir)


فوکویاما نظریه پرداز ژاپنی الاصل آمریکایی می گوید (قول به مضمون):


« شیعه از دو لبه ی تیغ، که یک لبه آن سرخ و یک لبه آن سبز است تشکیل شده است. لبه سرخ آن عاشورا است و لبه سبز آن انتظار .


اگر بخواهیم شیعه را از پویایی و فعالیت باز داریم و از شیعه یک مذهب خرافی بسازیم باید این دو مقوله را در آن تضعیف کنیم تا از بین برود »


به خاطر همین است که در فرهنگ عاشورا و عزادری بر سید الشهدا اینقدر انحرافات زیاد شده است که باید آسیب شناسی شود و همچنین اینقدر انحرافات در بحث مهدویت بسیار... از جمله مدعیان دروغین و فرقه های منحرفه در بحث مهدویت.



خطر تصوف، تبدیل شدن شیعه به یک اسلام خمار و معتاد است چون تصوف تخدیر شیعه است. چراکه فرهنگ و مبانی اصیل اسلامی شیعی از جمله تبرّی، تولّی و جهاد و شهادت و انتظار که نمونه هایی ار مبانی عمیق شیعه است را از بین برده و مبانی ای بیهوده و خمار آلود و تخدیر کننده را جایگزین کرده و اسلام همیشه زنده را تبدیل به یک اسلام رهبانی کرده.


تا زنده ایم پیرو خط امام و رهبری هستیم و تا آخرین قطره خونمان دست از مبارزه با کفر بر نمی داریم


فدایی امام خامنه ای



کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط یه محقق 88/6/28:: 4:17 صبح     |     () نظر